| لادن |
|
Friday, February 28, 2003
٭
........................................................................................دوباره قالب عوض كردم باز هم ممنون از نورهود همون نيماي خودمون نوشته شده در ساعت 10:08 AM توسط Ladan Thursday, February 27, 2003
٭
........................................................................................چند روز پيش رÙ�ته بودم گلچشكه به خودم قول دادم كه گريه نكنم ولي وقتي از پلهها بالا رÙ�تم به طبقه دوم كه رسيدم به قول داونه Ø§ØØ³Ø§Ø³Ø§Øª نوستالوژيكم Ú¯Ù„ كرد Ùˆ اشك توي چشمهام جمع شد توي راه اون شعري كه واسش Ú¯Ù�ته بودم رو هي زمزمه يا مزمزه مي كردم من به اميد بهار به اميد زنده بودن به اميد زندگي .... به هواي همشون كه ديگه نيستن Ùˆ رÙ�تن ... ديگه نيست جاي اون جاي اونها جاي خوبي جاي شادي جاي Ú¯Ù„ Ú¯Ù„ هشت پر Ú¯Ù„ هشت پر Ú¯Ù„ هشت پر .... گلچشمه رو خيلي دوستش داشتم Ù�قط Ùˆ Ù�قط به خاطر اينكه خيلي منتظرش بودم 20 روز منتظرش بودم ولي 3 روز پيشش بودم يادم مياد وقتي اينجا نوشته بودم رÙ�تم گلتپه يا گلدره يا همون گلچشمه يكي از دوستهام Ú¯Ù�ت با كي رÙ�ته بودي گلابدره؟ Ú¯Ù�تم نه بابا گلچشمه يه شركته هنوز هم هست ولي نه ديگه براي من ياد اون ØØ±Ù� جودي آبوت اÙ�تادم كه مي Ú¯Ù�ت از مهتاب متنÙ�رم. چونكه من خيلي مهتاب رو دوست دارم ولي الآن تو نيستي كه با هم تماشاش كنيم اينهم از ما نوشته شده در ساعت 11:15 PM توسط Ladan
|