لادن




Friday, February 28, 2003

٭
دوباره قالب عوض كردم

باز هم ممنون از نورهود
همون نيماي خودمون


........................................................................................

Thursday, February 27, 2003

٭

چند روز پيش ر�ته بودم گلچشكه
به خودم قول دادم كه گريه نكنم
ولي وقتي از پلهها بالا ر�تم به طبقه دوم كه رسيدم
به قول داونه احساسات نوستالوژيكم گل كرد و
اشك توي چشمهام جمع شد
توي راه اون شعري كه واسش گ�ته بودم رو هي زمزمه يا مزمزه مي كردم
من به اميد بهار
به اميد زنده بودن
به اميد زندگي
....
به هواي همشون
كه ديگه نيستن و ر�تن
...
ديگه نيست
جاي اون
جاي اونها
جاي خوبي جاي شادي
جاي گل
گل هشت پر
گل هشت پر
گل هشت پر
....

گلچشمه رو خيلي دوستش داشتم
�قط و �قط به خاطر اينكه خيلي منتظرش بودم
20 روز منتظرش بودم
ولي 3 روز پيشش بودم

يادم مياد وقتي اينجا نوشته بودم ر�تم گلتپه يا گلدره يا همون گلچشمه
يكي از دوستهام گ�ت با كي ر�ته بودي گلابدره؟
گ�تم نه بابا گلچشمه يه شركته
هنوز هم هست
ولي نه ديگه براي من

ياد اون حر� جودي آبوت ا�تادم كه مي گ�ت
از مهتاب متن�رم. چونكه من خيلي مهتاب رو دوست دارم ولي الآن تو نيستي كه با هم تماشاش كنيم

اينهم از ما





........................................................................................

Home